All Posts Tagged “the marshmallow test”

تنها فرق بین یک انسان موفق و معمولی

مطلبی که الان میخوام بنویسم، چیزیه که فرق بین یه آدم موفق تو زندگی و یه آدم نا موفق رو تعیین میکنه، همین و بس، به جدیت میشه گفت که فرق 99 درصد آدم های موفق و نا موفق تو زندگی فقط تو همین مسئله خلاصه میشه و اگه آدم بتونه به همین یک مسئله فقط همیشه نگاه داشته باشه و مواظب تاثیرش تو زندگیش باشه ناگزیر جزو آدم های موفق قرار میگیره و به موفقیت های بزرگ میتونه دست پیدا کنه. پس اگه فکر میکنید که کسب موفقیت های بزرگ چیزی نیست که شما بهش علاقه مند باشید، همین الان از خوندن این مطلب صرف نظر کنید و حتی این تب مرورگرتون رو ببندید.
خب تبریک میگم بهتون به خاطر این که موفقیت تو زندگی رو انتخاب کردید و گامی مثبت در جهت کسب موفقیت های بزرگ برای خودتون برداشتید پس بخونید ادامه مطلب رو که بریم سراغ اصل مطلب…
همه ما با پدیده ای به نام اهمال کاری آشنا هستیم، (درسته؟) یه تعریف اهمال کاری اینه که آدم انجام کارای مهمشو (نه الزاما سخت) به عقب میندازه و پیش خودش بهونه های مختلف میاره و خودش رو قانع میکنه میگه بعدا این کار رو انجام میدم و الان زمان مناسبی برای این کار نیست. که البته اهمال کاری به اینجا ختم نمیشه، چون وقتی فردا میرسه فردا هم یه بهونه دیگه میاره که از انجام کارش فرار کنه و باز هم اون رو به عقب میندازه (همونطور که من برای نوشتن این مطلب دو هفته کشش دادم) و گاهی این روال همینجوری ادامه پیدا میکنه تا به دقیقه نود برسه انجامش بده و یا اگر اون کار برای نفع خودش بوده و انجام ندادنش عواقب سختی نداشته ممکنه کاملا فراموشش کنه و بفرستدش پیش تمام کارای مفیدی که میخواسته انجامش بده و هرگز سمتشون نرفته.
اهمال کاری علت های خیلی خیلی زیادی داره و از جنبه های مختلفی میشه بررسیش کرد مثل کمال گرایی، بی انگیزگی، بی برنامگی، ضعف مهارت و اعتماد به نفس، لایق ندونستن خود و … ولی اصلی ترین علت اهمال کاری عدم توانایی فرد در اولویت قرار دادن پاداش های آینده به جای لذت ها و سرگرمی های کوچیک در زمان حاله. و این تنها تفاوت یه آدم معمولی و یه آدم موفقه.
همه ما داشتیم لحظاتی رو که میخواستیم یه کار مهم انجام بدیم و بارها در طول انجام اون کار حواسمون پرت چیز های غیر ضروری و لذت های کوچیک شده و وقت و انرژیمون رو تو اون لذت ها هدر دادیم و در نهایت از انجام کار اصلی باز موندیم یا عقب موندیم. در واقع ما پاداش و لذت های دم دست و کوچیک رو ترجیح دادیم به پاداش های بزرگتری که در آینده میتونستیم به دست بیاریم.
با اطمینان زیادی میشه گفت که توجه انسان ها با ارزش ترین چیزیه که میشه به دست آورد و امروزه به خاطر اینترنت و گوشی های هوشمند ادم ها و شرکت های مختلف دائما در حال سعی هستند که به هر نحوی که شده لحظه ای توجه مردم رو به خودشون جذب کنن و رقابت شدیدی بین شرکت های بزرگ دنیا وجود داره برای جلب توجه ادما و به خاطر همین دائما تکنولوژی داره به سمتی میره تا دم دست تر باشه و استفاده از اون لذت بخش تر، تا بازدهی بالاتری در جهت جلب توجه آدما داشته باشه. از طرف دیگه دنیای اطراف ما شده پر از مراکز خرید، غذاهای فست فود و ناسالم دیگه، محاوره های بی هدف با دوستای واقعی و مجازی و …

از نظر تکاملی به دلیل نا امنی زیادی که همیشه برای انسان وجود داشته، این طرز فکر که “نقد رو بچسب و نسیه رو ول کن” تا حدودی برای انسان مفید بوده، چون شرایط محیط برای انسان به اندازه کافی پایدار و قابل اطمینان نبوده که مثلا انسان وقتی میره شکار یه خرگوش رو بیخیال بشه تا بتونه با چند ساعت جستجوی بیشتر یه بوفالو شکار کنه.  چون احتمالش زیاد بوده که اگه خرگوش نقد رو همین الان شکار نکنه  خودش تبدیل به ناهار یه حیوون دیگه بشه. به خاطر همین قضیه ترجیح لذت های آنی و دم دست تر در خوی انسان قرار گرفته. ولی امروزه با توجه به تغییرات اساسی که محیط زیست انسان کرده انسان میتونه کسب لذت ها رو خیلی با اطمینان به تعویق بندازه. و باید خودشو با شرایط جدید عادت بده.
انسان در صورتی میتونه در برابر این همه هجوم لذت ها و سرگرمی های کوچیک و زود گذر پیروز باشه و در رسیدن به اهداف و انجام کارهای مهمش موفق باشه که بتونه پاداش بزرگی که در آینده میتونه به دست بیاره رو در نظر داشته باشه و اون رو فدای سرگرمی های دم دستی نکنه.
در دهه 60 و 70 میلادی روی کودکان 4 ساله آمریکایی یه آزمایشی انجام شد که تو این آزمایش بچه ها تو یه اطاق خالی قرار میگیرن و بهشون یه شیرینی (مارشمالو) داده میشه و به بچه ها توضیح داده میشه که در صورتی که 15 دقیقه صبر کنید و شیرینی تون رو نخورید یه شیرینی دیگه میتونید دریافت کنید. این یعنی انتخاب بین 1 شیرینی حالا یا 2 تا شیرینی 15 دقیقه بعد. نکته قابل توجه اینه که بعد از 10 سال و 20 سال آمار همین بچه ها رو که گرفتن متوجه شدن که اونایی که در این آزمایش تونسته بودن صبر کنن و 2 تا شیرینی بگیرن خیلی تو زندگی موفق تر بودن آدم های رقابت طلب تری بودن از اون دسته که نتونستن صبر کنن. این آزمایش بعد ها به The Marshmallow Test معروف شد و تا به امروز یکی از تاثیر گذار ترین آزمایش های روانشانسی در زمینه اراده، وسوسه و تاخیر انداختن پاداش ها بوده.
از نظر من یکی از علت هایی که قانون جذب موثر عمل میکنه همین قضیه است که انسان رو با پاداشی که میخواد در آینده بگیره مانوس تر میکنه. وقتی هر روز آدم بشینه و خودش رو در وضعیتی که به اهدافش رسیده تصور کنه و طعم موفقیتی که میخواد بدست بیاره رو قبل از به دست آوردنش در دنیای واقعی در ذهنش بچشه باعث میشه که اون پاداش در ذهنش قابل دسترس تر باشه و وقتی که شرایطی ایجاد میشه که فرد میتونه بین لذت ها و سرگرمی های دم دستی و آنی و رسیدن به هدفش انتخابی انجام بده راحت تر میتونه گزینه دوم رو انتخاب کنه و اهمال کاری در عمل براش سخت تر میشه.