All Posts Tagged “انگیزش”

قدرت خشم در انگیزش انسان

خشم و استرس دو تا حس هستند که وقتی در وجود انسان موجود حاضرن باید خوشحال بود چون نشون دهنده اینه که انسان هنوز به یه چیزی اهمیت میده و این میتونه کاتالیزوری باشه برای انگیزش و به حرکت در آوردن انسان تا دست به عمل بزنه و تغییری توی دنیا ایجاد کنه.

خشم به طرز معجزه آسایی به انسان قدرت و اعتماد به نفس میده، و برعکس استرس برای مردان این حس زیاد نا خوش آیند نیست و سعی در از بین بردنش نمیکنن. هرچند که اگه هدایت نشه میتونه  زندگیشون رو در طولانی مدت به فنا بده، ولی این که خوشاینده از نظر تکاملی به این مسئله برمیگرده که چون انسان در حالت خشمگین هشیاری بیشتری پیدا میکنه و ترس و دودلی ها دروجودش کمتر میشه، احتمال زنده موندنش تو طبیعت بیشتر میشده، قدرت جنگیدنش بیشتر میشده و میتونسته بر رقباش پیروز بشه. درنتیجه در پروسه گزینش طبیعی انسان هایی که با خشم احساس راحت تری دارن زنده موندن.

خشم مثل یه چشمه  انرژی میمونه. وقتی آدم بی انگیزس و تمام روش های دیگه درتکون دادن آدم با شکست روبرو شدن میتونه به لب این چشمه بره و ازش نیرو بگیره و در راستای رسیدن به آینده بهتر ازش استفاده کنه ولی متاسفانه اکثر آدما با اعتماد به نفس کاذبی که توسط خشمگین شدن دریافت میکنن کاملا خودشون رو گم میکنن و با گرفتن تصمیمات اشتباه تمام آدمای اطرافشون رو از خودشون دور میکنن و بیشترین آسیب ها رو به خودشون میزنن. اما برعکسش اگه این انرژی در راه درست استفاده بشه میتونه درشرایط بحرانی زندگی به کمک انسان بیاد و به ادم انگیزه بده تا نهایت تلاششو بکنه و به پله های دیگه سعود کنه و به محض رسیدن به پله های بالاتر این خشم رو روی زمین بزاره و ابزار انگیزشی رو تغییر بده چون اگه تغییر نده میتونه باز کل زندگی آدم رو به سمت فنا ببره، نمونه این آدما زیادن، ادمایی که تمام زندگیشون رو توی خشم سپری میکنن، خشمی که هیچ هدف مشحصی نداره، یه لحظه از دولت شاکین یه لحظه دیگه خودشون، لحظه دیگه از وضعیت جو و … این آدما و هیچ وقت دیگه نمیتونن شادی واقعی رو تجربه کنن.

البته این منبع انرژی یه مشکلی که داره اینه که  فقط در سطح های پایین زندگی و برای رسیدن به اهداف پست و معمولا پوچ به کمک آدم میاد و به محض این که آدم به هدفش برسه انرژیش تموم میشه، مثلا ممکنه یه نفر از بابت این که پدرش بهش گفته که تو هرگز نمیتونی به جایی برسی تو زندگی خیلی عصبانی باشه  این عصبانیت بهش انگیزه بده که تو کار تمام تلاششو بکنه تا نظر پدرشو جلب کنه ولی خب به محض این رابطه بین پدر پسر خوب بشه این انگیزه از بین میره. و یا وقتی یه مردی همسرش -به خاطر بی کفایتی تو زندگی ولش میکنه میره، خشم مثل آتیش سوزان به این آدم انگیزه میده که تمام تلاششو بکنه که خودشو بالا بکشه، اما تمام این انرژی به محض این که همسرش دوباره برگرده پیشش یا یه همسر دیگه پیدا کنه فروکش میکنه و مرد بر میگرده به همون حالت تنبل قبلیش.

خشم یه شمشیر دو لبه و یا شاید چند لبس که فقط یکی از اون لبه هاش میتونه مفید واقع بشه و بقیه همگی باعث زخم خوردن خود فرد خشمگین میشن. مهم ترین فاکتوری که هر آدمی لازمه داشت باشه تا بتونه خشم براش کاربرد مفید داشته باشه آگاهیه. خیلی راحته که انسان در میون طوفان خشم، انرژی که تو بدنش ایجاد شده و افکاری که به ذهنش میرسه واقعیت رو گم کنه و آگاهیش فروکش کنه، در این حالت خیلی احتمال این که اون لبه مفید این شمیشیر به کمک انسان بیاد کم میشه. البته هرچه انسان آگاهی بالاتری داشته باشه کمتر خشم به سراغش میاد. یعنی هر چه انسان از نظر آگاهی رشد بیشتری پیدا میکنه مسائل کمتر و کمتری پیدا میشن که میتونن اونو عصبانی کنن و تو این حالته که خشم مقدس میشه و باید قدرشو دونست. ولی حتی تو این حالت هم نباید اجازه داد که خشم تو وجود انسان زیاد باقی بمونه چون هرچه طولانی تر بشه احتمال گمراه شدن آدم بیشتر میشه.

خشم میتونه الهام بخش بزرگی در خلق هنر باشه، به عنوان مثال موسیقی متال یه سبک هنریه که بر پایه ابراز خشم شکل گرفته. تمام تاثیرات مثبت و منفی خشم رو تو آثار و سرنوشت هنرمندای مختلف این سبک میشه مشاهده کرد. البته بعضی از این آثار هنری آنقدر خوب ساخته شدن که میتونن به عنوان یه ابزار هم استفاده بشن که خشم رو در دل ادم زنده کنن خشمی که توی دله و همراه با عشق و دلسوزی نسبت به خود و تمام آدمیته.