در برابر تصمیمات مهم چگونه عمل کنیم؟ (5 روش)

تقریبا میتونم بگم که سخت ترین تصمیم عمرمو (تا به امروز) تو این هفته گرفتم، برام خیلی سخت و استرس زا بود ولی باعث شد که خیلی چیزا در مورد خودم و در مورد تصمیم گیری درست یاد بگیرم. به خاطر همین سعی کردم در 5 نکته زیر اونا را با شما به اشتراک بزارم.
1- هرگز با افرادی که تخصص و تجربه کافی ندارن مشورت نکن
یکی از نکته های مهمی که من باید رعایت میکردم ولی نکردم این بود که درباره تصمیم خودم با همه صحبت میکردم و از همه میخواستم مشورت بگیرم که باعث شد از طرف ادمای اطرافم رو من کلی فشار ایجاد بشه چون همه میگفتن که تو باید تصمیم x رو بگیری و این حماقته که تصمیم y رو بگیری، در حالی که واقعا کسایی که باهاشون مشورت کرده بودم هیچ کدوم هیچ دانشی و تجربه ای تو اون زمینه نداشتن و فقط نظرشون رو با اعتماد به نفس خیلی بالایی بیان میکردن که باعث میشد شک کنم به قضاوت خودم و تصمیم گیری برام خیلی سخت بشه. البته دلیل اصلی که با همه مشورت میکردم این بود که به عقل خودم اعتماد نداشتم و یا شایدم از روی تنبلی بود چون نمیخواستم بشینم خودم فکر کنم و میخواستم فکر کردن رو به گردن دیگران بندازم. در حالی که تنها چیزی که در تصمیم گیری مهمه اینه که هر فرد بر اساس ارزش ها و خواسته های خودش تصمیم گیری کنه و نه بر اساس ارزش های جامعه و اطرافیانش و نباید هرگز به این که چقد تضاد بین نظر خودش و دیگران هست اهمیت بده. چون هرکسی با دیگری فرق میکنه و در نهایت هر کسی مسئول شادمانی خودشه.

2- یادداشت برداری مضاعف
در مورد یادداشت برداری قبلا هم زیاد نوشتم، قدرتی که این ابزار در مقابله با سردرگمی و شفاف سازی آدم داره بینظیره و در مواقعی که تصمیم گیری ها پیجیده میشه نقش این ابزار حیاتیه. نحوه کار خیلی سادس، فقط کافیه یه صفحه کاغذ یا یه صفحه ورد و یا نرم افزار های یاد داشت برداری مثل evernote رو بازکنی و بزاری جلوت، چیزایی که مینویسی از این قراره:

1- مشکلات: مشکلی که قراره با اتخاذ این تصمیم حل بشه چیه؟

2- اهداف: هدف ها و ارزش هایی که دنبال میکنی چیه؟

3-گزینه ها: گزینه های موجود چیه؟ چه راهکار هایی به نظرت میرسه؟ و آیا میتونی به راهکاری های جدید تری فکر کنی؟ گاهی اوقات که انتخاب سخت به نظر میرسه علتش اینه که همه گزینه ها به اندازه کافی خوب نیستن باید به گزینه های بهتر فکر کرد.

4-عاقبت: عاقبت هر تصمیم چیه؟ سعی کن تصور کنی که به ازای هر تصمیم چه اتفاقی ممکنه بیوفته و چه تاثیری در آینده میزاره، اینجوری میتونی لمس کنی ببینی کدوم تصمیم برای تو بهتره و حس بهتری نسبت بهش داری

5- سبک سنگین کردن: هر انتخاب چه مزیت ها و مضراتی داره؟ با انتخاب کردن هر گزینه چه ضرر هایی ممکنه در آینده بهت وارد بشه؟ از چه بابت هایی ممکنه پشیمون بشی؟ آیا چیزایی که به دست میاری ارزشش رو داره؟

3- ذهنتو به دادگاه ببر
این هم یه نوعی یاد داشت برداریه، ولی این روش زمانی بیشترین کاربرد رو داره که بین دو تا انتخاب گیر کردی و هر لحظه به سمت یک کدوم گرایش پیدا میکنی. تو این شرایط کار جالبی که میشه انجام داد که باعث میشه خیلی شفاف و منطقی به گزینه ها نگاه کنی. فرض کن یه دادگاه برگذار شده که تو قاضی اون دادگاه هستی و یه طرف دعوا اون قسمت از ذهن توئه که به گزینه اول حق میده و طرف دوم هم گزینه دومه، تمام دفاعیاتی که این دو طرف از خودشون میکنن رو یاد داشت کن و به عنوان قاضی به اظهارات دو طرف نگاه کن و ببین چقد واقعی و معتبر هستند. با استفاده از این روش میتونی خیلی راحت گزینه ای که برات بهتره رو پیدا کنی.

4-در نقطه صفر روانی تصمیم گیری کن
منظور از نقطه صفر روانیه وضعیته که ذهن هیچ درگیریی نداره و آرومه از طرفی قلب هیچ تیرگی یا هیجانی نداره و حسی جز آرامش نداره. اگه در حالتی غیر از این آدم تصمیم بگیره احتمال این که بعدا از تصمیمش پشیمون بشه خیلی زیاده چون تو این حالت آدم نمیتونه تمام جوانب رو در نظر بگیره و از طرفی ترس های آدم میتونن راحت آدم رو از رفتن به دنبال چیزی که براش خوبه دور کنن. برای رسیدن به نقطه صفر روانی به طبیعت رفتن خیلی کمک میکنه ولی بهترین روشی که من پیشنهاد میکنم مراقبه و ذهن آگاهیه که تو مطالب قبلی هم در موردش صحبت کردم. حتی بهتره قبل از گرفتن تصمیم های بزرگ انسان بدنش رو از نظر کشش های جنسی هم ازاد کنه یعنی خودشو یه بار ارضا کنه. چون میل جنسی خیلی میتونه رو تصمیمات انسان تاثیر بزاره. به خاطر میل جنسی انسان ممکنه تصمیماتی بگیره که بعدا که میل جنسی فروکش کرد از گرفتنشون پشیمون بشه چون پوچ و بی ارزش بودن.

5- برای تصمیم گیری حتما یه محلت نهایی تعیین کن
خیلی راحته که آدم تو حالت بی تکلیف گیر کنه و چون تصمیم گرفتن سخت و همراه با ریسکه هیچ تصمیمی نگیره. به یاد داشته باشید که بزرگترین ریسک ریسک نکردنه. موندن تو وضعیت بی تکلیف و انتخاب نکردن مسیر شاید به ظاهر گزینه خوبی باشه ولی به خاطر این رفتار آدم هزینه زیادی رو میپردازه و ممکنه بر اثر تعلل هر تمام گزینه های ممکن رو از دست بده. مثلا ممکنه آدم این فرصت براش پیش اومده باشه که تو یه شرکتی کار کنه و از طرف دیگه دانشگاه هم قبول شده و میتونه به دانشگاه بره، حالا این آدم تا ابد فرصت نداره که تصمیم گیری کنه، اگه دست روی دست بزاره و تصمیمش رو نگیره هر دو فرصت از دست میره. پس به خاطر همین بهتره با این که آدم به نتیجه محکم و مطمئنی نرسیده یه زمانی برای خودش تعیین کنه و تصمیمشو نهایی کنه، مثلا با خودش بگه “من تا شنبه صبح تصمیمو میگیرم” و وقتی شنبه میرسه با تمام تردید ها و ترس هایی که داره گزینه ای که دوست داره رو انتخاب کنه و بره دنبالش، و یا حتی اگه بین این دو تا هیچ کدوم رو بیشتر از دیگری دوست نداره یه سکه بندازه هوا و به یه انتخاب انجام بده.

2 Comments / Add your own comment below

  1. بسیار عالی نوشتی علی. تمام چیزی که لازم داشتم همین بود.
    بعضی وقتا که واقعا بین دو انتخاب گیر میکنم و نمیدونم کدومش رو انتخاب کنم از خودم میپرسم حاضری سکه بندازی؟ و قطعا پاسخم منفی هست و اون موقع هست که میفهمم به یکی از انتخاب ها بیشتر گرایش دارم و از این طریق راحت بیخیال دیگری میشم.

    1. آره،حسین جان آدم اکثر اوقات خودش میدونه تصمیم درست چیه ولی تردید داره و ترس که نکنه چیزی که فکر میکنم درسته اشتباه باشه، البته این تردید خیلی خوبه تا جایی که باعث بشه که در مورد تصمیماتمون فکر کنیم ولی در شرایط شدید تر که باعث بشه ما از گرفتن تصمیمات بزرگ به کلی فرار کنیم دیگه مفید نیست و حتی سکه انداختن بهتر از هیچیه.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *